ای عشق...

ای عشق که دستان خداییت
بر خواهش های من لگام زده
و گرسنگی و تشگیم را تا وقار و افتخار بالا برده
مگذار توان و استقامتم
از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد
که خویشتن ناتوانم را وسوسه می کند
بگذار گرسنه گرسنه بمانم، بگذار از تشنگی بسوزم ،
بگذار بمیرم و هلاک شوم ،
پیش از آنکه دستی بر آ ورم
و از پیاله ای بنوشم که تو آن را پر نکردی
یا از ظرفی بخورم که تو آن را متبرک نساخته ای ...."جبران خلیل جبران"
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ ساعت 13:50 توسط af@gh
|