ای عشق که دستان خداییت

بر خواهش های من لگام زده

و گرسنگی و تشگیم را تا وقار و افتخار بالا برده

مگذار توان و استقامتم

از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد 

که خویشتن ناتوانم را وسوسه می کند

بگذار گرسنه گرسنه بمانم، بگذار از تشنگی بسوزم ،

بگذار بمیرم و هلاک شوم ،

پیش از آنکه دستی بر آ ورم

و از پیاله ای بنوشم که تو آن را پر نکردی

یا از ظرفی بخورم که تو آن را متبرک نساخته ای ...."جبران خلیل جبران"