زندگی
این که میلـــــه های سلول کجا بـــه پایان می رسد
یا دیـــوارها از کجـــا شروع می شونـــد
زنـــــدانی را خوشحال نمی کنــــد
جای دریــــاهای رفتـــــه را کویــــرهای زنــده می گیرند
جای ساعت هـــای مرده را موهـــــای سفید
و جـــای کاسۀ آب را
خنجــــری بــــا خون ریختـــه شده
کنــــار آمدیم
با دردهای بیشمــــــاری که نـــامش را
زنــــدگی گذاشتند.
محمدصابر شریفی
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان ۱۳۹۷ ساعت 17:7 توسط af@gh
|