زیبایی درون....
صدفی به صدف مجاورش گفت:
در درونم درد بزرگی احساس میکنم ،
دردی سنگین که سخت مرا می رنجاند.
صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت:
ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست.
من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم.
ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.
در همان لحظه خرچنگ آبی از کنارشان عبور
کرد و سخنانشان را شنید.
به آن که ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت:
آری ! تو خوب وسلامت هستی اما دردی که همسایه ات
دردرونش احساس میکند
مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.
جبران خلیل جبران
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:0 توسط af@gh
|
