از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم؟

ای تــــوبهام شکسته از تــــو کجا گریــــزم؟ ای در دلم نشستــــه از تو کجـا گریـــزم؟
ای نور هر دو دیده بــــــــیتو چگونه بیــــنم؟ وی گردنــــم ببستـــه از تـو کجا گریـزم؟
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تـــــــو خجستـــه از تو کجا گریـــزم؟
دل بود از تو خسته جان بود از تو رستــــــه جان نیـز گشت خستـه از تو کجا گریزم؟
گر بنـــــدم این بـــصر را ور بسکلم نــظر را از دل نـهای گسستــه از تو کجا گریـزم؟
مولوی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 23:53 توسط af@gh
|